| 0 نظر ]

تصویر سمت چپ علیرضا رجایی، قبل از زندان و تصویر سمت راست او بعد از زندان است! این تصویر مردی است که در زندان خم به ابروی خود نیاورد! تصویری که به ما می گوید شرمنده باشیم! اما مگر برای ما مهم است؟
تو زندان بارها می گفت صورت و فکش درد می کنه، می بردندش بهداری اوین و می گفتند دندونشه و با مسکن راهی بند می کردنش!
‏⁧ یک پزشک گفته بود برای تشخیص باید بره بیرون از زندان! نذاشتند! مجوز ندادند و آخرش شد سرطان و چشمی که از دست رفت.

ما هم مقصریم! چقدر جون و زندگی امثال علیرضا رجایی برامون مهم بوده؟ واقعا چقدر نسبت به انسان های رنج کشیده بی تفاوت شدیم؟ با ابتذال داریم زندگی رو پیش می بریم نمیشه گفت زندگی میکنیم فقط زندگی رو پیش می بریم.

علیرضا رجایی هیچ وقت تو زندان و حتی بیرون از زندان نسبت به دردها و رنج های آدمهای اطرافش با هر عقیده ای بی تفاوت نبود باهاشون درد کشید و سنگ صبورشون شد و گاهی باهاشون اشک ریخت. ما در دردی که علیرضا رجایی و خانواده اش متحمل شدن شریکیم. همسر بزرگوار و پسران عزیزش چرا تو این موقعیت نباید بتونن کنار عزیزشون باشند؟

0 نظر

ارسال یک نظر