| 0 نظر ]

یک قاب سیاه و سفید گاهی خوش رنگترین احوالات زندگی را به تصویر می کشد. داستان پدر و پسر را.
بچه که بود پدرش را از دست می دهد از همان بچگیش بجای کودکی با کارگری کردن شروع می کند به ساختن زندگی و آینده خود و با کارگری بزرگ می شود و می شود اوستای آهن کار، جوشکار و آلومینیوم کار. خانواده، مادر، برادر و اطرافیانش را سرپرستی می کند و می رسد به امروز.
امروز با کارگری و نانوایی بچه هایش را بزرگ کرده، هر چند با آزارهای پسری چون من زندگیش فراز و فرود های زیادی داشته اما با شرافت و با وجدان کار و زندگی کرده است. بچه ها از این خصوصیات پدر بی بهره نبوده اند هر چند هر انسانی خطا و اشتباه می کند.
گاهی دشواری های زندگی باعث می شود پدر را برنجانم و بعد از آن خودم نیز می رنجم و غصه دار می شوم برای پدری که به معنای واقعی کلمه پدر و ستون زندگی است.
یقین پیدا کرده ام که فقط پدر می تواند برای فرزندش پدری کند هر چند فرزند رسم فرزندی را به جا نیآورد.
‫#‏سید_احمد_رونقی‬

0 نظر

ارسال یک نظر