| 1 نظر ]

برای مادرم ؛ گفتی بایست ایستادم ، گفتی بخند خندیدم ، اما نگفتی گریه کن اشک بریز همانگونه که نگفتی طلب عفو و بخشش کن ! اما خوب یادم هست که گفتی شیرم را حلالت نمی کنم اگر از این بی وجدان ها طلب عفو کنی .
برای خواهرم ؛ راست می گویی چرا نباید در این دوران انسان باشیم و مثل انسان زندگی کنیم ، گفتی برو و مردانه بایست ، گفتم خواهرم یادت باشد که رمز ماست ایستاده مردن .
برای پدرم ؛ روزها سخت و سخت تر می شود اما تو استوارتر و باشکوه تر می شوی و هنوز پاسدار ارزشها و اصول خودت هستی و من اینگونه خواهم بود .
برای برادرم ؛ همانند پدر بودن سخت است اما تو بودی ، ساده و بی آلایش و پاک در این وادی مرا همراهی کردی و می کنی و خواهی کرد .
برای دوستانم ؛ من همیشه تاریک ترین راه ها را با همراهان استوارم سپری کرده ام و می دانم این راهها با همراهی شما سرانجام خواهد داشت .
برای هم مینهانم : همدردم ، غصه می خورم و از اینکه چنین روزهای را پشت سر می گذارید شرمنده ام ، می ایستم تا این روزها را بگذارنیم به امید روزهای روشن .
برای میهنم : دوستت دارم .
برای بازجوی نامهربانم ؛ من که طاقت دیدن نگاه مادر را نداشتم چه برسد به اینکه بخواهم به ناله ها و نفرین هایش دامنم گیرد ، شعر احمد شاملو را بخوان : باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازدکه مادران سیاه پوش داغ داران زیباترین فرزندان آفتاب و باد هنوز از سجاده ها سر بر نگرفته اند .
برای خودم ؛ روزگار سیاهی برای ایرانمان ساخته اند سیاه تر از شب ، آبادی ها را ویران کرده اند ، بذر کینه را بجای عشق کاشته اند ، اندیشه های سلطه گرایانه ریشه های مردم و میهن را می سوزاند ، جهل بر عقل حکومت می کند و چنین است که رسم برادر کشی مرسوم می شود و انسانیت می میرد . اما با همه اینها می گویم دریغا که ایران ویران شود .

1 نظر

ناشناس گفت... @ ۱۲:۲۲ قبل‌ازظهر, آذر ۲۹, ۱۳۹۲

سلام
خیلی نگرانتونم
طاقت بیار برادر...دعات میکنم حسین جان ... تنها کاری ک ازمون بر میاد اینه دعا کنیم و اطلاع رسانی وضع زندانیان سیاسی در بند...

درود به غیرتت..... طاقت بیار رفیق :(

ارسال یک نظر