| 0 نظر ]
تـو شب تولدت ،قلبمـو هديهات ميكنـم
واسه آرامش تـو ،به دوريت عادت ميكنم
يه سبـد رازقي از دشـت جنـون باز ميارم
تـوي گلـدون دو دستت دونه دونه ميكارم
واسه تو لباسي ا زعشق و محبت ميدوزم
روي جادة دلـم ،جاي پاهاتـو مـيبـوسـم
يه سـرود ناب ناب براي اسمت ميسـازم
تمـوم دارو نـدارمـو بـه چشـمت ميبـازم
بـراي اومـدنـت جـادهرو جـارو مـيكنـم
روي بال باد تو دشتها عطر تو بـو ميكنم
براي عبورت از من با تنم يه پل ميسازم
من ميشم راز نهفته تـو ميشي كليـد رازم

0 نظر

ارسال یک نظر