| 0 نظر ]

 
 #کیمیا_علیزاده نشان داد اگر محدودیت و تبعیض جنسیتی هم باشد یک #زن می تواند حق خود را بگیرد، مدال بیاورد و تاریخ ساز باشد. او نشان داد زن انسان و موجودی کامل است و می تواند آن چیزی را که می خواهد بدست بیاورد و در زندگی موفق شود.

نه باید گفت #مردانه جنگید نه صفت #باغیرت را باید به کار برد، ایمان او به زن بودن و توانایی هایش، باورهایش را برایش به ارمغان آورد. او بعنوان یک زن خواست و توانست.
- پی نوشت: موفقیت #کیمیا_علیزاده در #المپیک_ریو ،تشویق زنان و دختران ایرانی است به حضور حرفه ای در ورزش.
- پی نوشت دو: با موفقیت #کیمیا_علیزاده مردان و زنان می بینند که #زنان ایرانی هم می توانند حماسه ساز باشند.
- پی نوشت سه: #کیمیا_علیزاده نشان داد حضور زنان در ورزشگاه ها می تواند باعث افتخارآفرینی و سربلندی کشور شود. به امید موفقیت های بیشتر برای #زنان #ایران زمین.
#kimiaalizadeh
ادامه مطلب ...

| 0 نظر ]



خواهر من #کارشناس هوشبری است. خبر تکاندهنده ضرب و شتم دو پرستار توسط پزشکان و فکر اینکه خواهرم می توانست بجای آن پرستاران آسیب دیده باشد باعث شد تا مساله برایم مهم شود. حرفهای قائم مقام سازمان نظام پرستاری در خصوص اینکه #پزشکان دو پرستار را با مشت ضرب و شتم کرده اند برایم عجیب و بسیار تکان دهنده بود واقعا کسی که #پزشک نامیده می شود با چه عقل و منطقی همچون اراذل و اوباش اقدام به ضرب و شتم پرستار می کند؟ با اینگونه رفتارها می توان از مردم انتظار داشت از خشونت فاصله بگیرند؟ آنچه من سالهاست می بینم پرستاری شغلی سخت، پراز استرس و اضطراب است از جهتی سخت بودن شغل نیز نمی تواند توجیه برخوردهای ناشایست برخی پرستاران باشد.

 اگر بتوان از #خطای_پزشکی برخی از پزشکان گذشت کرد از برخوردهای جنون آمیز و #خشونت بار این اشخاص نمی توان گذشت چرا که تبعات گسترده چنین برخوردهای می تواند در خشن شدن افراد و رفتارها در جامعه تاثیر بسیار زیادی داشته باشد. کاش این اشخاص که خود را پزشک می نامند پزشکان نیک اندیش و بااخلاق را الگوی خود قرار دهند و بخاطر اشتباه ها و برخوردهای نادرست از بیماران و مردم عذرخواهی کنند.

در این فکرم که کمپین #گفتگو_بجای_خشونت را باید جدی تر پیگیری کرد. از طرفی انتقاد از این برخوردها و اشتباه های برخی پزشکان دلیلی بر بی مهری به بسیاری از پزشکان اخلاق مدار، شریف و انسان و فراموش کردن برخوردهای خوب و وظیفه شناسی آنها نیست.

پیرو مطلب قبلی باید بگویم خانم دکتر مقصودی و آقای دکتر موسویان و دکتر موسوی جز شریفترین و انسان ترین پزشکانی هستند که تاکنون دیده ام، #وفادار به #سوگند_پزشکی که با نگاهی انسانی و با #دانش خود به بیمارانشان جانی دوباره می بخشند؛ آنگونه که در مطلب قبل گفتم نمی توان بواسطه برخوردهای ناشایست و خشونت آمیز برخی از #پزشکان همه را با یک نگاه دید و در مورد همه #قضاوت کرد! قضاوت کار ما نیست اما می توانیم برای بهبود شرایط انتقاد و گفتگو کنیم آن هم بدور از #فحاشی و #خشونت_کلامی که خود مصداقی از #خشونت است. 

برای مثال؛ یک #فعال_حقوق_بشر می تواند همسرش را آزار دهد یا حقوق اساسی یک #انسان را زیر پا بگذارد، یک #فعال_سیاسی می تواند فاسد باشد، یک #فعال_اجتماعی می تواند برخلاف گفته هایش عمل کند، یک #معلم می تواند #دانش_آموز را کتک بزند، یک #وکیل می تواند #ناعادلانه و #غیرمنصفانه عمل کند! و یک #پزشک می تواند برخوردی #خشونت آمیز با بیماران یا اطرافیانش داشته باشد! همه این رفتارها ناشایست و نادرست است و نمی توان نسبت به آنها بی تفاوت بود. انتقاد از این رفتارها و برخوردهای نادرست به منزله قضاوت در مورد آنها نیست بلکه در راستای بهبود شرایط صورت می گیرد. در هر صنفی بیشتر از آنکه از بیرون منتقد و ناظر وجود داشته باشند باید از درون با نگاهی خود انتقادانه رفتارهای ناشایست نقد و اصلاح شود. وقتی پزشکی به پرستار مشت می زند یعنی خشونت تا عمیق ترین لایه های جامعه نفوذ کرده و این بحث ساده ای نیست و هم صنفان این عزیزان بجای حمله به انتقاد هم میهنانشان باید به نحوه عملکرد و برخورد های برخی از پزشکان انتقاد و اعتراض کنند چرا که جایگاه پزشک در افکار عمومی را آن عزیزان مخدوش کرده اند. 

هرگونه خشونتی را نفی می کنم به هرگونه برخورد فیزیکی، کلامی و روانی که مصداق خشونت باشد #انتقاد و #اعتراض می کنم! اگر بتوانیم #گفتگو_بجای_خشونت را باور کنیم بسیاری از مشکلات حل می شود . فحاشی، تحمل ناپذیری، انتقادپذیر نبودن و اعتقاد نداشتن به گفتگو، واکش های عجولانه و بدور از منطق و خشونت_بجای_گفتگو مشکل بزرگی است که نیاز به همت عمومی دارد تا بتوان درصدد اصلاح آن گام برداشت.بحث یک شخص نیست بحث یک جامعه است وقتی در جامعه از خشونت افراد تحصیلکرده و فرهیخته سخن به میان می آید نمی توان از آن به سادگی عبور کرد. باور دارم وقتی کسی فحاشی می کند یا دست به خشونت فیزیکی می زند با صبوری، لبخند و گفتگوی ملایم، می توان آرامش را به شخص مورد نظر بازگرداند
ادامه مطلب ...

| 0 نظر ]


رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
رهرو آن نیست که آهسته و پیوسته رود

رهرو آن است که گاهی بنشیند، نرود
تا ببیند که چه رفتست و چه باید برود


سالها پیش (سال 89) وقتی در بازداشت بودم قرار بود با 300 میلیون وثیقه تا زمان دادگاه آزاد شوم اما خبری غیرواقعی در خصوص من باعث شد به صورت غیرقانونی قرار وثیقه من به قرار بازداشت طولانی مدتی تبدیل شود که تا به امروز هم درگیر آن بوده و هستم و گویا خواهم بود. آن روزها همه چیز را جمع کرده بودم صدایم کردند و گفتند آزادی،حس رهایی خوشحالم کرد ولی بعد از چند ساعت معطل شدن من را به سلول بازگردانند و گفتند خبری از آزادی نیست. برایم قابل درک نبود انگار هیچ چیز را نمی دیدم در آن موقعیت نفس کشیدن هم برایم سخت بود.

این را گفتم تا بگویم گاهی شور و شوق و بدون فکر و منطق عمل کردن می تواند عواقب سنگینی برای خودمان و دیگران داشته باشد. این روزها #جعفر_عظیم_زاده عزیز در اعتصاب غذاست و حالش خوب نیست من هم این را می دانم از حقوق انسانی او دفاع کرده ام و آزادی را حق او دانسته ام همانطور که حق خودم می دانم. و می دانم چند روزی است که با مرخصی او موافقت و کارها برای بیرون آمدنش انجام شده است. با علم به این قضیه و تجربه های که داشته ام درک کردم که طی روزهای گذشته کمی آرامش و با منطق پیش رفتن در مورد جعفر عزیز می توانست بهتر جواب دهد و شاید تا به امروز به مرخصی آمده بود.

سخن واضح است و روی سخنم با دوستانی است که با نیتی صادقانه اعتراض می کنند اما باید بدانیم برخی از افراد که گاهی نقاب دفاع از حقوق بشر و زندانی سیاسی را بر چهره می زنند این اعمال را در راستای منافع خود انجام می دهند. برای این دوستان نه جان جعفر عزیز مهم است و نه جان حسین و نه صدها زندانی و انسان دیگر.آنها سوژه ای می خواهند برای خبر نوشتن و تیتری می خواهند برای دریافت حقوق خود. در نگاه من محمود بهشتی، محمد صدیق کبودوند، جعفرعظیم زاده، محمد امین هادوی،ریحانه طباطبایی، اکبر امینی، یاشار دارالشفا، مهدی و حسین رجبیان، محمد حسین نجفی، واحد خلوصی، نوید خانجانی، نرگس محمدی و ... و ده ها نفر دیگر هم بغض و همدرد هستند آنها را می فهمم درد خانواده هایشان را درک می کنم اما نمی توانم با خودخواهی گاه برای رضایت خاطر خودم و گاه برای اهدافم باری اضافه بر دوش این افراد که شاید اسم بسیاری از آنها را تا به امروز حتی نشنیده باشید باشم.


بُعد دیگر قضیه این است که پدرم و مادرم از من انتظار آرامش دارند و آیا من باید با خودخواهی خودم پدر و مادری را که هفت سال است بدترین برخوردها را دیده اند و رنج ها و سختی های زیادی را تحمل کرده اند آزار بدهم؟ پدر، مادر، خواهر و برادر و گاه دوستان و اطرافیان من حق ندارند چند صباحی با آرامش زندگی کنند؟ روی انتقاد را به سمت دوستانی بگیرم که هم صنف جعفر عظیم زاده هستند و خود را پرچم دار فعالان کارگری می دانند و پس از آزادی از زندان سکوت اختیار کرده اند؛ به محمود بهشتی، اسماعیل عبدی، رسول بداقی و معلمان عزیز باید درود فرستاد که بی ادعا از حقوق انسان ها دفاع می کنند و لب به گله نمی گشایند. زندگی را باید با نگاهی وسیع نگریست زندگی با چشمان بسته مطلوب من نیست.

شعر از حسن سلطانی
ادامه مطلب ...

| 0 نظر ]



خانه‌مان به موشک هم نیاز ندارد.

همیشه فکر می‌کنم به بادی می‌رمبد روی سر و هیکلمان.
شعر از #ماهرخ_غلامحسین_پور

مي گويند اين عكس آخرين عكس سربازاني است كه در تصادف اتوبوس كشته شدند.

این روزها که خودم هم درگیر موضوع سربازی اجباری هستم این حادثه برام بسیار ناراحت کننده بود. دیروز نظام وظیفه بودم پسرکی هجده ساله که معلوم بود کارگر مکانیکی هست میگفت: من کاگرم من مریضم و پول ندارم هی برای معاینه معافیت پزشکی و امثال این پول واریز کنم هر جا می روم اول پول می خوان اگر می خواهید معافم کنید معاف کنید اگر نه من پول ندارم منو بفرستید سربازی. دیدن این وضع بشدت ناراحتم کرد حس کردم باید چشمو ببندم و این اتفاق رو نبینم ولی نشد.

به این راحتی نیست که ما از آن می نویسم و میگوییم، مادرها، پدرها، خواهرها، برادرها و همسرها و شاید هم دوست دخترها و عشق ها داغدار عزیزترین جوان های خود هستند تحمل این درد سخت و جانکاه است. راههای که جان می گیرند و مرگ را بجای مقصد ارزانی میدارند.

#سرباز
#سربازی
#سربازی_اجباری
ادامه مطلب ...

| 0 نظر ]


یک قاب سیاه و سفید گاهی خوش رنگترین احوالات زندگی را به تصویر می کشد. داستان پدر و پسر را.
بچه که بود پدرش را از دست می دهد از همان بچگیش بجای کودکی با کارگری کردن شروع می کند به ساختن زندگی و آینده خود و با کارگری بزرگ می شود و می شود اوستای آهن کار، جوشکار و آلومینیوم کار. خانواده، مادر، برادر و اطرافیانش را سرپرستی می کند و می رسد به امروز.
امروز با کارگری و نانوایی بچه هایش را بزرگ کرده، هر چند با آزارهای پسری چون من زندگیش فراز و فرود های زیادی داشته اما با شرافت و با وجدان کار و زندگی کرده است. بچه ها از این خصوصیات پدر بی بهره نبوده اند هر چند هر انسانی خطا و اشتباه می کند.
گاهی دشواری های زندگی باعث می شود پدر را برنجانم و بعد از آن خودم نیز می رنجم و غصه دار می شوم برای پدری که به معنای واقعی کلمه پدر و ستون زندگی است.
یقین پیدا کرده ام که فقط پدر می تواند برای فرزندش پدری کند هر چند فرزند رسم فرزندی را به جا نیآورد.
‫#‏سید_احمد_رونقی‬
ادامه مطلب ...